- حرکتهای اعتراض آمیز هر چند مختصر اما با صدا و هیاهوی تبلیغاتی بالا باید ادامه پیدا کند. چون سبب میشود حکومت هزینه های سنگینی مخصوصا از لحاظ مادی متحمل شود و در نتیجه هزینه هایی که باید صرف رفاه، کارهای زیربنایی و حقوق کارگران و کارمندان شود، به سرکوب مردم و فرزندان مردم تلف خواهد شد و این سبب میشود کم کم آن قشری از جامعه که به دلیل ناآگاهی حاضر به دادن هزینه نیستند، به دلیل فشارهای مالی وارد صحنه اعتراضات اجتماعی شوند. مخصوصا در سال پیش رو که پیشبینی بسیار بدی از اوضاع اقتصادی نیز به عمل آمده است. حرکت چهارشنبه سوری میتواند آغازی برای یک تفاوت در جنبش باشد.
- تغییر در استراتژی مبارزاتی: بعد از 22 بهمن نیاز به تغییر در استراتژی حضور در مراسمهای دولتی احساس میشود. هرچند حکومت نتوانست در مراسم قبلی کنترل اوضاع را به دست بگیرد، اما با پیشبینی ها و تدارکات گسترده ای که انجام داده بود، مشخصا به خوبی برای مقابله با چنین تظاهراتی آبدیده شده است. در آینده هم مطمئنا با افزایش تجربه از موارد قبلی، فضا را به نفع خود تغییر خواهند داد. باید ازعان کرد که جنبش با فرد ابله طرف نیست و به هیچ وجه نباید حریف را نادان و ضعیف فرض کرد.
- تقریبا با خیلی از افراد در جامعه که صحبت میکنیم، میشنویم که از اوضاع ناراضی هستند و راضی به داشتن چنین حکومت ظلم و جوری نیستند. اما مساله اینجاست که فقط چیزی کمتر از 5 درصد این افراد حاضر به دادن هزینه هستند. آگاهی در شرایط فعلی به معنای فقط دانستن اوضاع نیست، بلکه تک تک افراد جامعه باید آگاه شوند که برای تغییر دادن وضع موجود باید هزینه داد و این تنها راه پیروزی و مقاومت در برابر سرکوبهاست.